به گزارش شهرآرانیوز؛ بیشتر عمرش را در منطقه کوی پلیس مشهد گذرانده بود و اهالی قدیمی آن منطقه او را میشناختند. باوجوداین، پس از فوت همسرش، وضعیت روحی روانی پیرمرد دیگر مانند قبل نشد. کهولت سن و بیماری، سبب خانه نشینی پیرمرد شد و به تبع آن دچار افسردگی و بیماری شد. چند ماه گذشت تا اینکه سرانجام فرزندان و نوه هایش مجبور به مراقبت از او شدند.
طبق قرار، هر ماه پیرمرد بین خانه فرزندانش رفت وآمد داشت تا اینکه به خانه دخترش در یکی از شهرستانهای استان رفت. خانه پیرمرد در این مدت خالی بود و گاهی فرزندانش به خانه سر میزدند. باوجوداین، چند شب پیش چراغهای خانه پیرمرد نیمه شب روشن شد. هیچ کدام از همسایههای پیرمرد به این موضوع توجه نکردند تا اینکه در شب دوم، وقتی چراغ خانه پیرمرد روشن شد، یکی از ساکنان منطقه که با یکی از نوههای پیرمرد سالها سابقه دوستی داشت، با نوه اش تماس گرفت.
این شهروند پس از احوال پرسی از دوستش پرسید که آیا پدربزرگش به خانه اش بازگشته؟ نوه پیرمرد پاسخ منفی داد و گفت که او خانه دخترش در شهرستان است. همسایه این مرد جوان در واکنش به اظهارات نوه پیرمرد با تعجب پرسید: «پس چرا دو شب است که چراغهای خانه پدربزرگت روشن است؟» نوه پیرمرد که شگفت زده شده بود تماس را قطع کرد و به منظور پیگیری ماجرا، با پدر، عموها و عمه هایش تماس گرفت.
هیچ کدام از اعضای خانواده این مرد جوان از موضوع اطلاعی نداشتند. نوه پیرمرد بلافاصله با پلیس تماس گرفت و پس از تشریح ماجرای حضور افراد غریبه در خانه پدربزرگش، سراسیمه راهی محل شد. پس از اعلام این گزارش به پلیس، رئیس کلانتری کوی پلیس بلافاصله دستورات تخصصی را صادر کرد و تیمی از مأموران این کلانتری برای پیگیری ماجرا به محل اعزام شدند.
مأموران انتظامی و نوه پیرمرد تقریبا با همدیگر در محل حاضر شدند. شاکی با اشاره به خانه پدربزرگش به مأموران توضیح داد که از چند ماه قبل این خانه خالی بوده و پدربزرگش اصلا در مشهد سکونت ندارد. اظهارات مرد جوان همچنان ادامه داشت که مأموران متوجه دو سایه شدند که لحظهای روی پشت پردهای افتاد و هم زمان چراغهای خانه پیرمرد به یک باره خاموش شد. دقایقی بعد، درحالی که مأموران با هماهنگی صاحب خانه و هماهنگی قضایی، خود را آماده ورود به خانه پیرمرد کرده بودند، زن و مردی جوان از خانه پیرمرد خارج شدند و به سمت یک خودروی سواری دویدند.
دو متهم هرچند خیلی در این کار سریع بودند، اما مأموران فرصت چرخاندن سوئیچ را به دو متهم ندادند و هر دو را در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند. با دستگیری متهمان، مأموران در بازرسی از خودروی آن ها، مقادیر زیادی ابزار و قطعات سرقتی خودرو کشف و ضبط کردند. با بستن دست بند به دستان این زن و مرد جوان، نوه پیرمرد به مأموران گفت که متهمان، قفل در ورودی خانه پدربزرگش را شکستهاند و وسایل خانه اش را سرقت کرده و خانه را به هم ریختهاند.
با انتقال دو متهم به کلانتری کوی پلیس، مشخص شد که آنها حمید و مریم نام دارند. متهمان در بازجوییهای جداگانه اعتراف کردند که وقتی از خالی بودن این خانه مطمئن شدهاند برای دزدی وارد آن شده و لوازم باارزشش را ربودهاند. اما شب دوم نیز متوجه شدهاند که این خانه همچنان خالی است، ازاین رو این بار برای مصرف موادمخدر وارد آن شدهاند و قصد داشتهاند لوازم دیگری نیز از این خانه بدزدند که خود را در مقابل مأموران دیدهاند.
متهمان در ادامه بازجویی اعتراف کردند که چندین فقره از ابزار و لوازم خودروهای سواری نیز سرقت کردهاند. تحقیقات افسران کلانتری کوی پلیس درباره کشف جرائم احتمالی دیگر از این دو متهم با هماهنگی قضایی ادامه دارد.